فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

306

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

يك از دو طرف اهميتى به اين موضوع نمىدهد موجب رنجش و خشم نمىشود . در اين ميهمانخانه ايوانى مشرف به يك حياط چهارگوش بزرگ ، كه شامل اصطبلهاى متروك است ، وجود دارد . ( اصطبلها با سرعت تبديل به گاراژ مىشوند ) . حوضى نيز ديده مىشود كه مؤمنان مىتوانند پاهاى خود را در آن شست‌وشو دهند و در انتهاى حياط پاسدارخانه‌اى است كه سربازان و مأموران در آن سكنا دارند . در مجاورت اين ميهمانخانه ، كاروانسراى بزرگى واقع شده كه زوار براى يك روز يا يك شب ، در آن توقف مىكنند و سپس به مسافرت خود به مشهد و كربلا يا قم ادامه مىدهند . از اين ايوان مناظر زيبايى از طرز زندگى مردم ايران مىتوان مشاهده كرد . از زنان ثروتمندان ايرانى ، كه چهرهء خود را با نقاب پوشانده‌اند و دائما چشمهاى حسود مراقب آنهاست تا افراد ايلات و عشايرى كه بر حسب اتفاق چادرهاى خود را در كاروانسراى مجاور برپا مىكنند ، از اين محل ديده مىشوند . در ايران چيزهاى غير منتظره زياد مىتوان ديد . پس از پيمودن فرسنگها راه از كرمان يك روز در ميهمانخانه قزوين اقامت كردم . صبح يكى از روزهاى نوامبر گذشته كه در ايوان ميهمانخانه ايستاده بودم ديدم جمعيت انبوهى از مسافران ايرانى با البسهء كثيف و سر و روى ناشسته و موهاى ژوليده خود را آماده مىكنند كه ساعت شش صبح مسافرت خود را ادامه دهند . در وسط حياط مرد جوان بلندقامت و خوش‌قيافه‌اى ، كه به نظر انگليسى مىآمد ، با شلوار خاكسترى كمرنگ و پيراهن عرق‌گير سفيد ، به اتفاق بانوى جوان و زيبايى ، كه لباس سفر بر تن داشت ، ايستاده بودند و گروهى از مسافران ايرانى آنها را محاصره كرده بودند و با چشمانى پر از تحسين به آنها مىنگريستند . اين زن و مرد جوان بسيار پاكيزه به نظر مىآمدند . گونه‌هاى آنها گل انداخته بود و چنين به نظر مىرسيد كه براى نجات خود تلاش مىكنند . ديدن آنها در مركز ايران در من توليد نوعى احساس غرور عجيب كرد ، چه آنها فرآورده‌هاى كشور خود من بودند . در اين گونه مواقع به معرفى رسمى نياز نيست . چه ، حتى فورسيت قهرمان كتابهاى گالس ورثى « 1 » در اين گونه موارد فراموش مىكند كه بايد وقار و متانت خود را حفظ كند . مرد جوان نمايندهء يكى از شركتهاى تجارتى انگلستان در تهران بود كه به اتفاق همسر جوانش به قصد انگلستان حركت كرده

--> ( 1 ) . John Galsworthy داستانسراى معاصر انگليسى است كه مهمترين اثر او سلسله‌اى از داستانهاى به نام افسانه فوريست ساگا ( Forsyte Saga ) مىباشد . - م .